![]() |
![]() |
|
|
سلام به همسفران این سفر بزرگ یعنی سفر عشق از تمام دوستان عزیز برای این مدتی که نبودم معذرت میخوام حالا با اجازه شعر زیرو تقدیم میکنم به هدف سفرم
به چشمان سیاه و روی شاداب و صفای دل گل باغ شب و دری و مهتابست پنداری در این تاریک شب با خمار و خسته جانیها خوشاید نقش او در چشم من خوابست پنداری
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 22:11 توسط سینا |
|
|
همه لرزش دست و دلم از آن بود که عشق پروازی نه گریز گاهی گردد.
آی عشق آی عشق چهره ی آبیت پیدا نیست. و خنکای مرهمی بر شعله ی زخمی نه شور شعله بر سر مای درون
آی عشق آی عشق چهره ی سرخت پیدا نیست.
غبار تیره ی تسکینی بر حضور وهن و دنج رهایی بر گریز حضور سیاهی بر آرامش آبی و سبزه ی برگچه بر ارغوان آی عشق آی عشق رنگ آشنا یت
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386ساعت 19:40 توسط سینا |
|
|
رفتن تو گفتم که رفتنت یه روز قاب دلم رو میشکنه گفتی که این بخت تو بود،تقدیر تو شکستنه گفتم بمون اون روزمیاد غصه هامون تموم میشه گفتی اگه با هم باشیم لحظه هامون حروم میشه وقتی رفتی همه دنیا رو سرم انگار خراب سدو دلم دل من زانوی غم بقل گرفت رفت وتنها گوشه اتاق نشست از وقتی رفتی هیچکسی همدرد و هم رازم نشد هیچکسی حتی یه دفعه هم قصه سازم نشد هر وقت بارون میزنه تو رو کنارو میبینم حس می کنم پیش منی هنوزم عاشق ترینم
|
|
+ نوشته شده در
جمعه یازدهم خرداد 1386ساعت 21:38 توسط سینا |
|
|
همه گویند که : تو عاشق اویی. -گرچه دانم همه کس عاشق اویند - لیک میترسم ، یا رب ! نکند راست بگویند؟
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سی ام فروردین 1386ساعت 19:58 توسط سینا |
|
|
فرياد خانه ام آتش گرفته آتشی جان سوز هر طرف می سوزد این آتش پرده ها وفرش ها را تارشان با پود
من به هر سو میدوم گریان در لهیب آتش پر دود وز میان خنده هایم تاخ و خروش گریه ام ناشاد وز درون خسته ی سوزان میکنم فریاد ای فریاد خانه ام آتش گرفته است آتشی بی رحم همچنان می سوزد این آتش نقشهایی را که من بستم به خون دل بر سر چشم در و دیوار در شب رسوای بی ساحل وای بر من وای بر من سوزد وسوزد غنچه هایی را که پروردم به دشواری در دهان گود گلدان ها روزهای سخت بیماری از فراز بام هاشان شاد دشمنانم موذیانه خنده های فتحشان بر لب بر من آتش به جان ناظر در پناه این مشبک شب من به هر سو می دوم گریان از این بیداد میکنم فریاد ای فریاد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 18:48 توسط سینا |
|
|
همسفرعشق چون همسفرعشق شدی مرد سفر باش هم منتظر حادثه هم فکر خطر باش
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیستم فروردین 1386ساعت 18:26 توسط سینا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آبان 1386 تیر 1386 خرداد 1386 فروردین 1386 |
| پیوندها |
|
بوی گندم امید رویای نا تمام جاده عشق عشق خاکستری 2عاشق دو همنفس عشق فوتبال عاشق تنها پرواز دو قو بر سطح مواج فوتبال حرفه ای غم تنهایی عاشقی دیوانه (سما) باران گل یاس مجنون العباس |
|
RSS
|